پل های تسخیر شده و داستان های ترسناکشان (قسمت دوم)

پل‌ سازه‌ای برای پیوند دادن است، اما گاهی این خصوصیت، آنها را به جهان ارواح متصل کرده و مقصدی جدید برای دنیای گردشگری وحشت می‌سازد.

پل های تسخیر شده و داستان های ترسناکشان (قسمت دوم)

در بخش نخست این مطلب، همراه شما عزیزان به بازدید شماری از پل‌های قدیمی در اقصی نقاط جهان رفتیم که شایعاتی پیرامون تسخیر شده بودن آنها وجود دارد. صرفنظر از صحت و سقم این ماجراها، واقعیت این است که این پل‌ها امروزه بخشی از بازدیدکنندگان خود را مدیون همین گونه داستان‌ها هستند. بازدیدکنندگان که در جستجوی هیجان و لمس وقایع فراواقعی، رنج سفر را تحمل کرده و به بازدید این آشنایان قدیمی می‌روند.

با کجارو همراه باشید تا در ادامه‌ی این سفر عجیب، شما را با تعدادی دیگر از این پل‌های تسخیر شده آشنا کنیم.

جاده‌ی ۱۰۷ واقع در منطقه‌ی «گرینویل کانتی» که درست در نزدیکی بزرگراه ۱۱ واقع شده است، مکانی است که به لطف حضور یک پل قدیمی به شهرت رسیده است. «پل پوینست» به عنوان یکی از تسخیر شده‌ترین سازه‌های موجود در ایالت کارولینای جنوبی شناخته می‌شود. در ساخت این پل به طور کامل از سنگ استفاده شده و باور براین است که توسط روح مرد جوانی تسخیر شده که در تصادف ماشین در دهه‌ی ۱۹۵۰ کشته شده است.

دیگر داستان معروف در مورد این پل به این موضوع اشاره می‌کند که روح یک برده‌ی شکنجه شده، مسئول تسخیر این پل است. حقیقت این است که پل پوینست یکی از قدیمی‌ترین پل‌های واقع در بخش‌های جنوب ایالات متحده است و همین امر باعث شده این پل تاریخچه‌ای مملو از شایعات گوناگون داشته باشد، بسیار بیشتر از آن چیزی که محتمل و قابل قبول به نظر برسد.

البته در این میان بازدیدکنندگان این پل نیز ادعاهای عجیبی درمورد تجربیات خود مطرح کرده‌اند، از شنیدن صدای اشباح گرفته تا مشاهده‌ی اجسام شناور عجیب و نورهای غیر قابل توضیح. یکی از محققان مسائل ماورایی که پیرامون این شایعات تحقیق می‌کرد، موفق به ضبط اصوات عجیبی شده که ظاهرا متعلق به دو روح به نام‌های «آبرام» و «ویلی» بودند. او تحقیقات خود را به صورت مستدل ارائه کرده ولی باز هم نمی‌توان صد در صد به این مستندات تکیه کرد و این پل را سازه‌ای کاملا تسخیر شده معرفی کرد.

در هر ایالت آمریکا، پل‌های زیادی وجود دارند که با تجربه‌ای عجیب شناخته می‌شوند، صدای گریه کودکان! البته نام آنها نیز از همین مسئله نشأت گرفته، به طوری که اغلب به عنوان «پل‌ کودکان گریان» معرفی می‌شوند، چرا که ظاهرا شب هنگام صداهای عجیب گریستن کودکان در منطقه اطراف آنها به گوش می‌رسد. این سازه‌ها به عنوان بناهایی تسخیر شده معرفی می‌شوند که ظاهرا توسط روح کودکان فوت و یا کشته شده اشغال شده است.
در آمریکا پل‌های متعددی وجود دارند که ظاهرا توسط ارواح کودکان کشته یا فوت شده، تسخیر شده‌اند

در «سیلم» (Salem) در ایالت اوهایو نیز پلی از این دست وجود دارد که در «جاده ایجپت» واقع شده است. این پل هم اکنون بسته شده ولی همچنان درمحاصره‌ی انواع داستان‌های ترسناک قرار دارد به طوری که ماجراجویان و شکارچیان ارواح را وامی‌دارد از ماشین‌های خود پیاده شده و قدم روی سطح ترسناک آن بگذارند.

همچون بسیاری دیگر از داستان‌ها و افسانه‌های مرسوم شهری، روایت‌های متعددی در مورد این پل تسخیر شده وجود دارد که در یکی از آنها اشاره شده که زوجی جوان حین عبور از روی پل آنقدر سرگرم بحث و جدل خود بودند که از کودک نوپای خود غافل شدند و در نهایت کودکی از پل سقوط کرده و جان سپرده است. در داستان دیگری اشاره شده که مادر نیز برای نجات کودک از پل بریده اما در نهایت هر دو جان باخته‌اند. گفته می‌شود وقتی بدن‌های آنها به کناره رود رسیده، پدر غم زده از شدت اندوه به داخل جنگل رفته و دیگر هرگز مشاهده نشده است.

اگر این داستان‌ها واقعیت داشته باشند، شاید توضیحی بر وقوع پدیده‌های ماورایی باشد که گفته شده چه در طول روز و چه شب رخ داده و قابل بررسی هستند. اگرچه محققان در ابتدا تنها موفق به جمع‌آوری داستان‌های متعددی در مورد این پل شدند و دلیل قانع‌کننده‌ای برای این رویدادها پیدا نکردند اما دست کم این پل به نحوی با رخدادی ناخوشایند در ارتباط است. در سال ۲۰۱۰، جسد به شدت آسیب دیده و سوخته‌ی پیرمردی ۶۰ ساله به نام «آردس باومن» در یک ماشین ون پارک شده در نزدیکی این پل کشف شد. مأموران اعلام کردند که ظاهرا پیرمرد به قتل رسیده و این پرونده تا به امروز همچنان باز است.

«هینکستون کریک» در «بوربون کانتی» ایالت کنتاکی، مملو از سازه‌های قدیمی و زیبایی است که تاریخ ساخت بیشترشان به سال ۱۸۷۷ بازمی‌گردد و همگی توسط فردی به نام «جیکاب باور» ساخته شده‌اند.

بعد از چندین دهه مرمت و نوسازی از جمله یک بازسازی گسترده در سال ۱۹۹۷، این پل مجددا در سال ۲۰۰۱ به روی عموم گشوده شد. از آن زمان، نام این سازه اندک اندک با عنوان جدیدی در بین مردم جا افتاد، پلی تسخیر شده. بسیاری از داستان‌های ارواح در مورد کالویل در مورد حضور ماورایی ارواحی است که به نوعی به این پل متصل شده‌اند.

می‌گویند در طول دهه ۱۹۳۰، دو نوجوان پس از پایان مهمانی در حال رفتن به منزل خود بودند که کنترل ماشین را از دست داده و با سقوط از پل کشته می‌شوند. مدتی نه چندان طولانی بعد از آن، ساکنان محلی نورهای عجیبی را زیر پل مشاهده کردند. در داستان دیگری ادعا شده که زن مسنی به نام خانم «سارا میچل» حین عبور از روی پل مرده است و اکنون روح او و البته روح آن دو نوجوان، دلیل واقعی این مسئله است که چرا بسیاری از بازدیدکنندگان کنتاکی مدرن، حتما شب هنگام سری به این پل می‌زنند تا شاید این اشباح یا اجسام شناور عجیب را به چشم خود مشاهده کنند.

هفت دروازه یا هل بریج در «کالینزویل» ایلینوی، نام خود را در کنار دیگر سازه‌های تسخیر شده‌ی ایالات متحده جا کرده است. در منطقه‌ی «یورک» در ایالت پنسیلوانیا، بسیاری باور دارند که یک دروازه به سمت جهنم در جنگلی در نزدیک «هالم» (Hallam) وجود دارد. همچنین «آتول» (Athol) در ایالت ماساچوست نیز دروازه خود را دارد که ظاهرا به جهنم باز می‌شود. باور بر این است که حضور این دروازه در واقع به دلیل وجود قربانگاهی است که زمانی برای قربانی کردن انسان‌ها مورد استفاده بوده است.

معمولا این هفت دروازه منبع الهام داستان‌های متعددی بوده‌اند. ظاهرا اگر کسی شب هنگام از این دروازه‌ها عبور کند، دری رو به جهنم گشوده شده و افراد شجاعی که جسارت عبور از آن را به خود بدهند گرفتار سگ‌های جهنمی خواهند شد. برطبق داستان‌های متعددی که در مورد این دروازه به خصوص بر سر زبان است، این منطقه توسط روح یک فرد آفریقایی- آمریکایی که توسط گروه «کوکلوکس کلان» به قتل رسیده، تسخیر شده است. به علاوه صحبت از ارواح بدنام و شومی نیز می‌شود که با حضور خود این منطقه را به مکانی وحشتناک مبدل کرده‌اند از جمله شیطان پرستانی که ظاهرا به دفعات از این محل استفاده کرده‌اند.

در حالی که داستان بسیاری از پل‌های تسخیر شده بر منبای شایعات و روایت‌های دست دوم استوار شده است، «ارتایت بریج» در «اَشمور» ایلینوی یک تاریخچه‌ی خونبار بسیار بسیار واقعی دارد که خوراک خوبی برای شکل گیری بسیاری از داستان‌های ارواحی است که امروزه پیرامون این پل نقل می‌شوند.

داستان به سال ۱۹۸۰ بازمی‌گردد، ظاهرا کلانتر جسد زن جوانی را آویزان از این پل پیدا می‌کند. در آن زمان به دلیل آزمایشات نه چندان معتبر همچون تست DNA جسد شناسایی نشد و از آنجایی که قاتل دستان زن را قطع کرده بود، هیچ اثر انگشتی نیز وجود نداشت که به واسطه‌ی آن هویت قربانی شناسایی شود. اما سرانجام در سال ۱۹۹۲ مقتوله به عنوان «دیانا ماری ریوردن» ۲۶ ساله و یکی از شهروندان ناحیه‌ی بردلی در الیلینوی شناخته شد. علی‌رغم این پیشرفت، پرونده‌ی این قتل تا به امروز همچنان بی‌نتیجه باقی مانده است.

بسیاری از مردم که امروزه از این پل بازید می‌کنند، از حس ناخوشایندی صحبت به میان می‌آورند که گویی در تمامی مناطق اطراف این پل سایه افکنده است. اگرچه نوجوانان اغلب از این سازه قدیمی به عنوان محل مهمانی‌های آخر شبی خود استفاده می‌کنند، بسیاری دیگر از آن فاصله گرفتند، چرا که باور دارند این پل تسخیر شده است.

اینجا باز هم پای داستان و شایعات در میان است و نمی‌توان به قطعیت در مورد درستی این تجربیات قضاوت کرد. اما گردشگری وحشت از هیچ فرصتی به سادگی عبور نمی‌کند، چرا که حتی یک پل هم می‌تواند رابط بین این جهان و دنیای ماورایی باشد.

 

منبع : کجارو